ملا محمد باقر مجلسی(ره)در بحار الانوار از برخی کتاب های مناقب معتبره به سندش از مردی به نام نجیح روایت کرده که گوید: حسن بن علی(ع)را دیدم که غذا می خورد و سگی نیز در پیش روی او بود که آن حضرت هر لقمه ای که می خورد لقمه دیگری همانند آن را به آن سگ می داد. من که آن منظره را دیدم به آن حضرت عرض کردم: اجازه می دهی من این سگ را با سنگ بزنم و از سر سفره شما دور کنم؟در جواب من فرمود: او را بحال خود واگذار که من از خدای عز و جل شرم دارم که حیوان روح داری در روی من نگاه کند و من چیزی بخورم و به او نخورانم.
نام کتاب : بحار الأنوار - ط مؤسسةالوفاء نویسنده : العلامة المجلسي جلد : 43 صفحه : 352
منهم الحافظ عماد الدين أبو الفداء اسماعيل بن عمر بن كثير القرشي المتوفى سنة 774 في «البداية و النهاية» (ج 8 ص 38 ط مصر) قال:
و ذكروا أنّ الحسن رأى غلاما أسود يأكل من رغيف لقمة و يطعم كلبا هناك لقمة، فقال له: ما حملك على هذا؟ فقال: إنّي أستحيى منه أن آكل و لا أطعمه فقال له الحسن: لا تبرح من مكانك حتّى آتيك، فذهب إلى سيّده فاشتراه و اشترى الحائط الّذي هو فيه فأعتقه و ملّكه الحائط.
روزی غلام سیاهی را دید که گرده نانی در پیش نهاده، یک لقمه میxadخورد و یک لقمه بر سگی که آنجا است میxadدهد. از او پرسید: چه چیز تو را به این کار واداشته است؟ گفت: حیا میxadکنم که خودم غذا بخورم و به او ندهم.
امام حسن (ع)به او فرمود: همین جا باش تا من بروم و برگردم. سپس نزد صاحب آن غلام رفت و غلام را از او خرید. ضمناً باغی را هم که او در آن زندگی میxadکرده است، از صاحبش خرید غلام از آزاد کرد و باغ را نیز به او بخشید.
نام کتاب : إحقاق الحق و إزهاق الباطل نویسنده : قاضی نورالله شوشتری جلد : 11 صفحه : 146
ما را در سایت منتظران ظهور دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 135