آخرالزمان, (قسمت 1)
ابن عباس نقل میکند که در حجت الوداع با رسول خدا صلوات الله علیه و آله بودیم
حضرت درب کعبه را گرفت و سپس روی خود را به طرف ما کرد و فرمود: میخواهید شما را خبر دهم از علامات آخرالزمان,!؟
و در آن روز سلمان رضی الله عنه از هر کس دیگر به آن جناب نزدیکتر بود، لذا او در پاسخ رسول خدا (صلوات الله علیه و آله) عرضه داشت: بله یا رسول الله،
حضرت فرمود:
از علامتهای آن این است که
نماز (در نزد مسلمین بیاهمیت و) ضایع میشود
و از شهوات پیروی میشود
و مردم به سوی هواها میل میکنند،
مال در نزدشان مقامی عظیم پیدا میکند،
دین به دنیا فروخته میشود،
در آن زمان است که دل افراد با ایمان در سینههاشان آب میشود چنانچه نمک در آب حل میگردد، به علت کثرت منکراتی که میبینند و نمیتوانند آن را تغییر دهند.
سلمان با تعجب عرضه داشت: یا رسول الله: به راستی چنین روزی خواهد رسید؟
فرمود: آری، به آن خدایی که جانم به دست او است،
ای سلمان در آن هنگام سرپرستی و ولایت مسلمانان را امرای جور به دست میگیرند
امرایی که وزرایی فاسق و در ستمگیری شهره و امنایی خائن دارند.
سلمان پرسید: براستی چنین وضعی پیش خواهد آمد یا رسول الله؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان
در این موقع منکر، معروف، و معروف، منکر میشود،
خائن امین قلمداد میگردد و امین خیانت میکند،
دروغگو تصدیق میشود و راستگو تکذیب میگردد.
سلمان با حالت تعجب پرسید: یا رسول الله به راستی چنین چیزی خواهد شد؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان
در آن روزگار زنان به حکومت میرسند
و کنیزان طرف مشورت قرار میگیرند
و کودکان بر فراز منبر میروند
و دروغ نوعی زرنگی
و زکات خسارت،
و خوردن بیت المال نوعی غنیمت شمرده شود،
مرد به پدر و مادرش جفا ولی به دوستش نیکی مینماید
و ستاره دنباله دار طلوع میکند.
سلمان باز پرسید: یا رسول الله آیا چنین چیزی خواهد شد؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان!
در این موقع زن با شوهرش در تجارت شرکت کند
و باران در فصلش نیامده بلکه در گرمای تابستان میبارد
و افراد کریم سخت خشمگین میگردند،
مرد فقیر تحقیر میشود،
در این هنگام بازارها به هم نزدیک میشوند (همه در پی خرید و فروش و امور دنیا هستند.)
(و در این بازارهای آخرالزمان,ی) یکی میگوید: من چیزی نفروختم و دیگری میگوید: من سودی نبردهام و چیزی جز بدگوی و گلایه از خداوند در میانشان نمیبینی!!
سلمان پرسید: آیا حتما چنین وضعی خواهد شد یا رسول الله؟ فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است، ای سلمان
در این هنگام اقوامی بر آنان مسلط میشوند که اگرمردم لب به اعتراض بجنبانند به امر آنان کشته میشوند
و اگر چیزی نگویند و اعتراضی نکنند دشمنان همه چیزشان را مباح و برای خود حلال میکنند
تا از بیت المالشان کیسههای خود را پر کنند
و به ناموسشان تجاوز نموده،
خونشان را بریزند
و دلهاشان را پر از وحشت و رعب کنند
و در آن روز مردم را جز در حال ترس و وحشت و رعب و رهبت نمیبینی.
سلمان عرضه داشت: یا رسول الله آیا چنین خواهد شد؟ فرمود:
آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان
در این هنگام چیزی از مشرق میآورند و چیزی از مغرب تا امت اسلام را سرپرستی کنند،
در آن روز وای به حال ناتوانان امت من، از شر شرقی و غربیها
و وای به حال آن شرقیان و غربیان از عذاب خدا،
آری نه صغیری را رحم میکنند
و نه پاس حرمت کبیری را دارند
و نه از هیچ مقصری عفو میکنند،
اخبارشان همه فحش و ناسزا است،
جثه آنان جثه و بدن آدمیان است ولی دلهاشان دلهای شیاطین.
سلمان عرضه داشت: یا رسول الله آیا چنین روزی خواهد رسید؟
فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان،
در این هنگام مردان به مردان اکتفا میکنند
و زنان به زنان
و همانطوری که پدر و اهل خانواده نسبت به دختر غیرت به خرج میدهند نسبت به پسر نیز غیرت به خرج میدهند،
مردان به زنان شبیه میشوند
و زنان به مردان
و زنان بر مرکبها سوار میشوند که از طرف امت من لعنت خدا بر آنان باد.
سلمان از تعجب پرسید: یا رسول الله آیا چنین وضعی پیش میآید؟
فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان،
در این هنگام مساجد طلا کاری و زینت میشود آن چنان که کلیساها(ی مسیحیان) و کنیسهها (و معابد یهودیان) زینت میشود،
قرآنها به زیور آلات زینت
و منارهها بلند
وصفهای (جماعت مساجد) طولانی میشود
اما با دلهایی که نسبت به هم خشمگین است
و زبانهایی (و اندیشههایی) که مختلفند (و اختلاف نظر دارند. کنایه از اینکه قلوب، اندیشهها و زبان مسلمینی که در کنار یکدیگرند مختلف و غیر متحد است.)
سلمان پرسید: یا رسول الله آیا این وضع پیش میآید؟
فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است،
در آن روز مردان و پسران امت من با طلا خود را زینت میکنند و حریر و دیبا میپوشند و پوست ببر (و دیگر حیوانات که لباس از آنها حرام است) کالای خرید و فروش میگردد. (یعنی مردان مسلمان آخرالزمان,ی در پوشش هیچ حرمتی قائل نیستند و مرتکب حرام میشوند.)
سلمان پرسید: یا رسول الله آیا این نیز واقع خواهد شد؟
فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است، ای سلمان
در آن روز ربا یک عمل آشکار و علنی میشود
و معاملات با غیبت و رشوه انجام میشود
و دین خوار و خفیف و بیارزش
و دنیا بلندمرتبه و عزیز میشود.
سلمان گفت: یا رسول الله آیا این نیز واقع خواهد شد؟
فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است
ای سلمان در این هنگام طلاق زیاد میشود
و هیچ حدی جاری نمیگرددو البته این مسئله ضرری را به خدای متعال بینیاز نمیرساند (بلکه ضررش و عواقبش دامن خود مسلمین را میگیرد.)
سلمان عرضه داشت: یا رسول الله آیا این نیز واقع خواهد شد؟
فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان
در این زمان زنان آوازهخوان و نوازنده پیدا میشوند
و اشرار امت من بر امت، ولایت و حکومت میکند.
سلمان پرسید: یا رسول الله آیا چنین وضعی خواهد شد؟
فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان
در این موقع اغنیای امت من صرفاً به منظور گردش و تفریح به حج میروند
و طبقه متوسط برای تجارت و
فقرا به منظور خودنمایی و ریا حج میروند،
در این هنگام است که اقوامی قرآن را برای غیر خدا میآموزند
و با آن نوعی مزمار و آلت موسیقی استفاده میکنند.
اقوامی دیگر به تعلم فقه اسلامی میپردازند اما برای غیر خدا
در آن روزگار زنا زادگان زیاد میشوند
با قرآن آوازهخوانی میکنند
و بر سر دنیا سر و دست میشکنند.
سلمان عرضه داشت: یا رسول الله آیا چنین وضعی خواهد شد؟
فرمود: آری به خدایی سوگند که جانم به دست او است ای سلمان
آخرالزمان, وقتی است که حرمتها و قرقها شکسته شود
و مردم از روی عمد و آگاهی در پی ارتکاب گناه باشند
و اشرار بر اخیار مسلط شوند،
دروغ فاش و بی پرده بیان شود
و لجاجتها ظاهر گردد
و فقرا فقر خود را علنی کنند،
مردم در لباس به یکدیگر مباهات کنند
و باران در غیر فصل ببارد
و مردم شطرنج و نرد و موسیقی را کاری پسندیده بشمارند
و در مقابل امر به معروف و نهی از منکر را عملی نکوهیده بدانند
تا آنجا که یک فرد با ایمان ذلیلترین و منفورترین فرد امت شود
و قاریان و عابدان را ملامت و سرزنش کنند
این مردمند که در ملکوت آسمانها ناپاکها و نجاستها نامیده میشوند.
سلمان از در تعجب پرسید: یا رسول الله آیا چنین وضعی پیش میآید؟
فرمود: آری به آن خدایی که جانم به دست او است ای سلمان
در این هنگام است که توانگر هیچ دلواپسی جز فقیر شدن ندارد،
حتی یک سائل در طول یک هفته مداوم درخواست میکند و احدی نیست که چیزی در دست او بگذارد.
سلمان باز پرسید: یا رسول الله آیا چنین روزگاری خواهد رسید؟
فرمود: آری به آن خدایی که جانم در دست او است ای سلمان
در این زمان رویبضة تکلم میکنند،
پرسید: یا رسول الله پدر و مادرم فدای تو، رویبضه چیست؟
فرمود: چیزی و کسی به سخن در میآید و در امور عامه سخن میگوید که هرگز سخن نمیگفت،
در این هنگام است که مردم، دیگر زیاد زنده نمیمانند ناگهان زمین نعرهای میکشد و هر قومی چنین میپندارد که زمین تنها در ناحیه او نعره کشید
بعد تا هر زمانی که خدا بخواهد هم چنان میمانند و سپس واژگونه میشوند و زمین هر چه در دل دارد بیرون میریزد-
و خود آن جناب فرمود: یعنی طلا و نقره را- آن گاه با دست خود به ستونهایی که در آنجا بود اشاره نموده و فرمود مثل این،
ولی در آن روز دیگر نه طلایی فائده دارد و نه نقرهای، این است معنای آیه: فقد جا اشراطها- علامتهایش بیامد.
منتظران ظهور...
ما را در سایت منتظران ظهور دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 157 تاريخ: سه شنبه 13 آذر 1397 ساعت: 8:25